بزن بیرون از این مسلخ , تو راآبادمی خواهم


رها شو از دل دوزخ , تو را آزاد می خواهم


تو را هر شب میان آه و شیشه می کشم حسرت


در این بن بست تنهائی , تو را دل شاد می خواهم


از این ظلمی که بر من شد , چه سودی می بری بی دل ؟


تو را بی عشق می خواهم , کمی آرام شو ای دل


چه سودای غریبی شد , نگاه سر خوش لیلا


چه ساده دل فریبی کرد , نگاهش سرد و بی پروا


منم بی دل شدم با او , مثال زورق و پارو


شدم گرداب این دریا , به موجی تشنه ام بی او..


 آپلود سنتر عکس رایگان

بی  تــو

کنار ِ این خاطره ها نشستن دل می خواهد…

که من ندارم….باور کن !

11/4/1390