سلام
خیلی وقت بود که آپ نکرده بودم ، امشب میخوام ماجرای آمپولهای این دوره رو بگم :
مدتی  هست که در گیر دکتر و دوا درمونم ، از خدا میخوام تنهام نذاره و کمکم کنه چون واقعا دیگه تحمل این همه دارو برام سخت شده

این دفعه دکتر یه آمپول بهم داد که تو یه روز خاص باید میزدم و اون روز خاص فرا رسید ، خیلی استرس داشتم چون از بروشور داخل جعبه آمپولها که دوتا بودند فهمیدم که خطرناکه اما خب چیکار میکردم چاره ای نداشتم باید میزدم
زنگ زدم به دوست خوبم که خودش تو کار تزریقات و......... هست تا باهاش مشورت کنم ...

اون گفت: بهتره این کار رو تو بیمارستان انجام بدم چون خطرناکه و اونجا اگه خدایی نکرده اورژانسی شدم کسی هست که به دادم برسه ...

من هم با حرف دوستم  بیشتر ترسیدم اما چاره ای نبود باید میرفتم بیمارستان ...

رفتم بیمارستان امام رضا ، همیشه همه ی آمپولهامو تو همین بیمارستان میزنم واسه همین این بار هم رفتم همونجا ،اتفاقا همون خانومی که همیشه آمپولهامو میزد  اون روز بود با دیدنش کمی آروم شدم چون این کارو خیلی خوب انجام میده ،آمپولم رو بهش تحویل دادم و ازش خواستم این کار رو برام انجام بده ...

اما دیدم چند لحظه نگام کرد و گفت : ما این آمپول رو نمیزنیم یعنی اجازه نداریم چون مسئولیت داره !
گفتم :برای چی ؟ پس من چیکار کنم ؟ کجا برام میزنن؟  یه هودیدم یه آقا دکتری اومد و گفت ببینم آمپول رو ....، نگاهی به آمپولها کرد وبه اون خانومه گفت : تاحالا این نمونه رو زدی به کسی ؟ مشکلی نداشت؟

خانومه گفت: زدم مشکلی نبوده فقط چون خیلی قویه شاید رو بعضی ها تاثیر بد بذاره و طرف اورژانسی بشه....
وسط حرف این دوتا ه دکتر دیگه اومد و تا آمپول رو تو دست اونا دید با عصبانیت گفت : چرا همچین آمپولهایی تحویل میگیری ؟ دنبال دردسری؟ همین دیروز جریمه شدیم دوباره میخوای مسئولیتش رو قبول کنی؟؟؟
خانومه مونده بود چی بگه ، خیلی آروم گفت دیروز مشکل ازآمپول بود که او خانوم کف کرد و اورژانسی شد ، این آمپول رو تا حالا به خیلی ها زدم کسی شاکی نشده ، من هم گفتم بذارید بزنه انشاالله که چیزی نمیشه ....

آمپولها هم عضلانی بودند از خانومه پرسیدم درد هم داره ؟ گفت  نه !
رفتم اتاق تزریقات و توکل کردم به خدا به خانومه گفتم نترس بزن هیچی نمیشه من همیشه آمپول میزنم طوریم نمیشه و تو هم کارتو خوب انجام میدی میدونم درد نداره
بالاخره آمپول رو زد و خوشبختانه به خیر گذشت و درد هم نداشت فقط تا دوروز حالم یه جوری بود و الان شکر خدا خوبم فقط امیدوارم خوب بشم تا دیگه نیازی به همچین آمپولهایی نداشته باشم انشاالله که نتیجه بگیرم
دوستای نازنینم از همه ی شما التماس دعا دارم